das Mittelfront
جبهه مرکزی (نظامی)، بخش مرکزی (معماری)
Beispiele
- Die deutsche ''Mittelfront'' ist aufgerollt. Ein Dammbruch, der durch nichts mehr aufzufangen ist.جبهه مرکزی آلمان در هم شکسته است. یک شکست سد که دیگر با هیچ چیز قابل جبران نیست.
جبهه مرکزی (نظامی)، بخش مرکزی (معماری)