die Mittelmacht

Aussprache: /ˈmɪtl̩ˌmaxt/
Worttrennung: Mit·tel·macht
اسم

قدرت میانه، کشوری با نفوذ بین‌المللی (نه کوچک و نه بزرگ)

Bedeutungen

1

کشوری که از نظر قدرت نظامی، اقتصادی و سیاسی در سطح بین‌المللی جایگاهی بین قدرت‌های بزرگ و کشورهای کوچک دارد و می‌تواند در امور جهانی تأثیرگذار باشد.

  • Deutschland wird oft als eine europäische Mittelmacht betrachtet.آلمان اغلب به عنوان یک قدرت میانه اروپایی در نظر گرفته می‌شود.
  • Die Rolle einer solchen Mittelmacht in globalen Konflikten ist nicht zu unterschätzen.نقش چنین قدرت میانه‌ای در منازعات جهانی را نباید دست کم گرفت.
  • Als Mittelmacht versucht das Land, diplomatische Lösungen zu fördern.این کشور به عنوان یک قدرت میانه، تلاش می‌کند راه‌حل‌های دیپلماتیک را ترویج دهد.