der Mittelsmann
واسطه، دلال، میانجی
Bedeutungen
1
شخصی که بین دو یا چند طرف ارتباط برقرار میکند یا مذاکره میکند تا به توافق برسند یا معاملهای انجام شود.
- Der Immobilienmakler fungierte als Mittelsmann zwischen Käufer und Verkäufer.مشاور املاک به عنوان واسطه بین خریدار و فروشنده عمل کرد.
- Ohne einen Mittelsmann wäre die Verhandlung wahrscheinlich gescheitert.بدون یک واسطه، مذاکره احتمالاً شکست میخورد.
- Sie suchten einen erfahrenen Mittelsmann, um den Streit beizulegen.آنها به دنبال یک میانجی باتجربه برای حل اختلاف بودند.