das Mondkalb

Aussprache: /ˈmoːntˌkalp/
Worttrennung: Mond·kalb
اسم

موجود ناقص‌الخلقه، آدم احمق و ساده‌لوح

Bedeutungen

1

به طور سنتی، به موجودی ناقص‌الخلقه یا غیرطبیعی گفته می‌شد که در اثر تأثیرات ماه یا جادو به دنیا آمده بود. امروزه به صورت تحقیرآمیز برای توصیف فردی احمق، کندذهن یا ساده‌لوح به کار می‌رود.

  • Er benimmt sich wie ein Mondkalb und versteht die einfachsten Dinge nicht.او مانند یک آدم احمق رفتار می‌کند و ساده‌ترین چیزها را نمی‌فهمد.
  • Manche Leute glaubten früher, dass Missgeburten Mondkälber seien.برخی افراد قبلاً معتقد بودند که موجودات ناقص‌الخلقه، مون‌کالب هستند.
  • Lass dich nicht von ihm täuschen, er ist kein Mondkalb, sondern gerissen.فریب او را نخور، او احمق نیست، بلکه حیله‌گر است.