der Mongo
احمق، عقبمانده (توهینآمیز)
Beispiele
- Du bist ein ''Mongo.تو یک احمقی.
- Der neue Nachbarsjunge ist ein ''Mongo,'' was an seinem Körper leicht erkennbar ist.پسر همسایه جدید یک عقبمانده است که از روی بدنش به راحتی قابل تشخیص است.
احمق، عقبمانده (توهینآمیز)