der Monsignore
(der) مونسینیور (عنوان احترامآمیز برای روحانیون کاتولیک دارای عنوان افتخاری پاپ)
Beispiele
- Kaum hatte ich mich angezogen, ging ich hinunter und besuchte die Messe; ich war sicher, daß ''Monsignore'' mich dort sehen würde.به محض اینکه لباس پوشیدم، پایین رفتم و در مراسم عشای ربانی شرکت کردم؛ مطمئن بودم که مونسینیور مرا آنجا خواهد دید.