Moos ansetzen
پیر و منسوخ شدن، رسوب کردن (معنای عامیانه: پیر شدن)
Beispiele
- Ich möchte unbedingt noch eine Weltreise unternehmen, bevor ich dafür zu viel ''Moos angesetzt'' habe.من حتماً میخواهم قبل از اینکه خیلی پیر شوم، یک سفر دور دنیا بروم.
پیر و منسوخ شدن، رسوب کردن (معنای عامیانه: پیر شدن)