der Moralwächter

Aussprache: /moˈʁalˌvɛçtɐ/
Worttrennung: Mo·ral·wäch·ter
اسم

ناظر اخلاقی، پاسدار اخلاق

Bedeutungen

1

فرد یا گروهی که بر رعایت اصول اخلاقی در جامعه نظارت کرده و در صورت لزوم، دیگران را به رعایت آن‌ها وادار می‌کند یا مورد انتقاد قرار می‌دهد.

  • Er fühlt sich als Moralwächter der Gesellschaft.او خود را پاسدار اخلاق جامعه می‌داند.
  • Die Gesellschaft braucht keine Moralwächter, die vorschreiben, wie man zu leben hat.جامعه به ناظران اخلاقی که دیکته کنند چگونه باید زندگی کرد، نیازی ندارد.
  • Manche Leute sehen in sozialen Medien eine Art Moralwächter.برخی افراد رسانه‌های اجتماعی را نوعی ناظر اخلاقی می‌دانند.