اسم
باتلاق، مرداب، زمین گلآلود
جملات نمونه برای Morast:
In diesem ''Morast'' blieb sogar sein Jeep stecken.
حتی جیپ او در این باتلاق گیر کرد.
„Dann zwangen uns ''Morast'' und dichtes Unterholz, den Flußlauf zu verlassen und etwas nach Osten auszuweichen.“
«سپس باتلاق و بوتهزارهای متراکم ما را مجبور کرد مسیر رودخانه را ترک کرده و کمی به سمت شرق منحرف شویم.»