der Mordanschlag
سوءقصد منجر به قتل، ترور
Bedeutungen
1
اقدام برنامهریزی شده و عمدی برای کشتن یک شخص، معمولاً با انگیزه سیاسی، ایدئولوژیک یا شخصی.
- Der Politiker überlebte einen Mordanschlag knapp.سیاستمدار به سختی از یک سوءقصد جان سالم به در برد.
- Die Polizei untersucht den Mordanschlag auf den Botschafter.پلیس در حال تحقیق درباره سوءقصد به سفیر است.
- Ein erfolgreicher Mordanschlag kann weitreichende politische Folgen haben.یک سوءقصد موفق میتواند پیامدهای سیاسی گستردهای داشته باشد.