der Mordverdächtiger

Aussprache: /ˈmɔʁtfɛɐ̯ˌdɛçtɪɡɐ/
Worttrennung: Mord·ver·däch·ti·ger
اسم

مظنون به قتل

Bedeutungen

1

شخصی که پلیس یا مقامات قضایی به او ظن ارتکاب جرم قتل را دارند و تحقیقات در مورد او در جریان است.

  • Die Polizei hat einen Mordverdächtigen festgenommen.پلیس یک مظنون به قتل را دستگیر کرده است.
  • Der Mordverdächtige bestreitet alle Vorwürfe.مظنون به قتل تمام اتهامات را رد می‌کند.
  • Die Zeugen beschrieben den Mordverdächtigen.شاهدان، مظنون به قتل را توصیف کردند.