die Morgendämmerung
سپیدهدم، فجر، پگاه
Bedeutungen
1
نور ضعیف و پراکنده آسمان که بلافاصله قبل از طلوع خورشید رخ میدهد؛ سپیدهدم.
- Wir standen in der frühen Morgendämmerung auf.ما در سپیدهدم زود هنگام بیدار شدیم.
- Die Vögel beginnen in der Morgendämmerung zu singen.پرندگان در سپیدهدم شروع به آواز خواندن میکنند.
- Die Landschaft sah in der Morgendämmerung magisch aus.منظره در سپیدهدم جادویی به نظر میرسید.
2
زمان بین غروب خورشید و تاریکی کامل شب؛ گرگ و میش عصرگاهی (کمتر رایج).
- Die Morgendämmerung brach herein, als wir ankamen.هنگامی که ما رسیدیم، گرگ و میش عصرگاهی فرا رسید.
- Manche sagen, die Morgendämmerung sei eine besondere Zeit.برخی میگویند گرگ و میش عصرگاهی زمان خاصی است.
- Die Sterne wurden in der späten Morgendämmerung sichtbar.ستارگان در گرگ و میش اواخر عصرگاهی قابل مشاهده شدند.