der Morsekegel

Aussprache: /ˈmɔʁzəˌkeːɡl̩/
Worttrennung: Mor·se·ke·gel
اسم

مورس کونیک، مخروط مورس

Bedeutungen

1

یک استاندارد مخروطی شکل برای اتصال ابزار به ماشین‌های ابزار مانند ماشین‌های تراش و فرز.

  • Der Bohrer hat einen Morsekegel, der in die Spindel passt.مته دارای یک مخروط مورس است که در اسپیندل جا می‌گیرد.
  • Wir benötigen einen Adapter für den Morsekegel.ما به یک آداپتور برای مخروط مورس نیاز داریم.
  • Die Größe des Morsekegels bestimmt die Aufnahme für das Werkzeug.اندازه مخروط مورس، نگهدارنده ابزار را تعیین می‌کند.