der Moskitoschwarm

Aussprache: /mosˈkiːtoˌʃfaʁm/
Worttrennung: Mos·ki·to·schwarm
اسم

ازدحام پشه

Bedeutungen

1

تعداد زیادی پشه که به صورت گروهی و متراکم در یک منطقه پرواز می‌کنند.

  • Wir wurden von einem Moskitoschwarm belästigt, als wir am See saßen.وقتی کنار دریاچه نشسته بودیم، ازدحام پشه‌ها ما را آزار داد.
  • Der Moskitoschwarm war so dicht, dass man kaum atmen konnte.ازدحام پشه‌ها آنقدر متراکم بود که به سختی می‌توانستیم نفس بکشیم.
  • Nach dem Regen bildete sich ein großer Moskitoschwarm über dem Sumpf.پس از باران، ازدحام بزرگی از پشه‌ها بر فراز باتلاق تشکیل شد.