die Motiviertheit

Aussprache: /moˌtiːˈviːɐ̯thaɪ̯t/
Worttrennung: Mo·ti·viert·heit
اسم

انگیزه داشتن، باانگیزه بودن (در زبان‌شناسی: انگیختگی واژگانی)

Bedeutungen

1

وضعیت داشتن انگیزه یا اشتیاق برای انجام کاری؛ حالت روانی که فرد را به سمت هدف سوق می‌دهد.

  • Die hohe Motiviertheit der Mitarbeiter führte zum Erfolg des Projekts.انگیزه بالای کارکنان منجر به موفقیت پروژه شد.
  • Lehrer versuchen, die Motiviertheit der Schüler durch interessante Aufgaben zu steigern.معلمان سعی می‌کنند با تکالیف جالب، انگیزه دانش‌آموزان را افزایش دهند.
  • Ohne ausreichende Motiviertheit ist es schwer, langfristige Ziele zu erreichen.بدون انگیزه کافی، دستیابی به اهداف بلندمدت دشوار است.
2

در زبان‌شناسی، به ویژه در حوزه واژگان، به انگیختگی یا ارتباط معنایی بین کلمات اشاره دارد (مثلاً کلماتی که ریشه مشترک دارند یا از نظر مفهومی به هم مرتبط هستند).

  • Die Motiviertheit des Wortes 'unfreundlich' ergibt sich aus der Vorsilbe 'un-' und dem Adjektiv 'freundlich'.انگیختگی واژه 'unfreundlich' (غیردوستانه) از پیشوند 'un-' (غیر) و صفت 'freundlich' (دوستانه) ناشی می‌شود.
  • Linguisten untersuchen die semantische Motiviertheit von Wörtern, um ihre Entstehung zu verstehen.زبان‌شناسان انگیختگی معنایی واژگان را برای درک پیدایش آن‌ها بررسی می‌کنند.
  • Die Motiviertheit von Eigennamen kann manchmal auf ihre Herkunft oder Bedeutung hinweisen.انگیختگی نام‌های خاص گاهی می‌تواند به منشأ یا معنای آن‌ها اشاره کند.