die Muße

Aussprache: /ˈmuːsə/
Wortzerlegung: Mu·ße
اسم

فراغت، وقت آزاد، آسایش

Beispiele

  • Der Alltag lässt uns oft wenig ''Muße.زندگی روزمره اغلب وقت فراغت کمی برای ما باقی می‌گذارد.
  • Wir sollten uns mehr ''Muße'' gönnen.ما باید وقت فراغت بیشتری به خودمان بدهیم.
  • Die ''Muße'' verliert, wie alle guten Dinge dieser Welt, sogleich den Reiz, wenn sie uns aufgenötigt wird.فراغت، مانند همه چیزهای خوب این دنیا، به‌محض اینکه به ما تحمیل شود، جذابیت خود را از دست می‌دهد.