der Mulatschag
(اتریش شرقی، عامیانه) بزم، مهمانی پر سر و صدا (که در آن ممکن است وسایل شکسته شود)
Beispiele
- Heute machen wir einen ''Mulatschag!امروز یک بزم راه میاندازیم!
- Wolfgang ist immer für einen ''Mulatschag'' zu haben.ولفگانگ همیشه برای یک بزم آماده است.