das Mundstück
دهانی (ساز)، سرلوله
Bedeutungen
1
قسمتی از یک ساز موسیقی بادی که نوازنده آن را در دهان خود قرار میدهد تا صدا تولید کند، مانند دهانی سازهای بادی برنجی یا چوبی.
- Das Mundstück der Trompete muss regelmäßig gereinigt werden.دهانی ترومپت باید به طور منظم تمیز شود.
- Ein neues Mundstück kann den Klang des Instruments verändern.یک دهانی جدید میتواند صدای ساز را تغییر دهد.
- Der Klarinettist wechselte das Mundstück, um einen besseren Ton zu erzielen.نوازنده کلارینت برای دستیابی به صدای بهتر، دهانی را عوض کرد.
2
قسمتی از یک وسیله که برای هدایت یا کنترل جریان مایع یا گاز به دهان یا در دهان قرار میگیرد، مانند سر لوله سیگار برگ یا سر بطری.
- Das Mundstück der Wasserpfeife sollte aus hygienischen Gründen für jeden Benutzer neu sein.دهانی قلیان باید به دلایل بهداشتی برای هر مصرفکننده نو باشد.
- Er nahm einen Zug an der Zigarre und spuckte das Mundstück aus.او سیگار برگ را کشید و دهانی آن را بیرون انداخت.
- Das Mundstück des Labors wurde für die Messung von Gasen verwendet.سر لوله آزمایشگاه برای اندازهگیری گازها استفاده شد.