اسم
آزمایشگاه موزه
جملات نمونه برای Museumslabor:
„Selbstverständlich wurde die Mumie nun nicht mehr öffentlich zur Schau gestellt, sondern ins ''Museumslabor'' gebracht.“
"البته مومیایی دیگر به صورت عمومی به نمایش گذاشته نشد، بلکه به "آزمایشگاه موزه" منتقل شد."