der Museumswächter

Aussprache: /muˈzeːʊmsˌvɛçtɐ/
Worttrennung: Mu·se·ums·wäch·ter
اسم

نگهبان موزه

Bedeutungen

1

فردی که مسئولیت حفاظت از آثار هنری و اشیاء موجود در موزه و همچنین نظارت بر رفتار بازدیدکنندگان را بر عهده دارد.

  • Der Museumswächter patrouillierte leise durch die Gänge und achtete auf die Sicherheit.نگهبان موزه بی‌صدا در راهروها گشت می‌زد و مراقب امنیت بود.
  • Besucher sollten den Anweisungen des Museumswächters Folge leisten.بازدیدکنندگان باید از دستورالعمل‌های نگهبان موزه پیروی کنند.
  • Ein aufmerksamer Museumswächter bemerkte den Diebstahl sofort.یک نگهبان موزه هوشیار بلافاصله سرقت را متوجه شد.