die Museumswächterin

Aussprache: /muˈzeːʊmsˌvɛçtərɪn/
Worttrennung: Mu·se·ums·wäch·te·rin
اسم

نگهبان زن موزه

Bedeutungen

1

زنی که وظیفه حفاظت از آثار هنری و اشیاء در یک موزه و نظارت بر بازدیدکنندگان را بر عهده دارد.

  • Die Museumswächterin achtet darauf, dass niemand die Exponate berührt.نگهبان زن موزه مراقب است که کسی به نمایشگاه‌ها دست نزند.
  • Sie arbeitet seit fünf Jahren als Museumswächterin.او پنج سال است که به عنوان نگهبان زن موزه کار می‌کند.
  • Die freundliche Museumswächterin gab uns Auskunft.نگهبان زن موزه مهربان به ما اطلاعات داد.