die Museumswächterin
نگهبان زن موزه
Bedeutungen
1
زنی که وظیفه حفاظت از آثار هنری و اشیاء در یک موزه و نظارت بر بازدیدکنندگان را بر عهده دارد.
- Die Museumswächterin achtet darauf, dass niemand die Exponate berührt.نگهبان زن موزه مراقب است که کسی به نمایشگاهها دست نزند.
- Sie arbeitet seit fünf Jahren als Museumswächterin.او پنج سال است که به عنوان نگهبان زن موزه کار میکند.
- Die freundliche Museumswächterin gab uns Auskunft.نگهبان زن موزه مهربان به ما اطلاعات داد.