die Musikliebhaberin
علاقهمند به موسیقی (مونث)
Bedeutungen
1
زنی که علاقه زیادی به موسیقی دارد و از شنیدن، نواختن یا مطالعه درباره آن لذت میبرد.
- Als begeisterte Musikliebhaberin besucht sie jedes Konzert in der Stadt.او به عنوان یک علاقهمند پرشور به موسیقی، در هر کنسرت شهر شرکت میکند.
- Meine Großmutter war eine große Musikliebhaberin und spielte Klavier.مادربزرگ من علاقهمند بزرگی به موسیقی بود و پیانو مینواخت.
- Die Musikliebhaberin sammelt Schallplatten aus verschiedenen Jahrzehnten.این علاقهمند به موسیقی، صفحات گرامافون از دهههای مختلف را جمعآوری میکند.