die Musiktherapeutin
موسیقیدرمانگر (زن)، موزیکتراپیست (زن)
Beispiele
- Manche Männer schlagen oder vergewaltigen ihre Frauen. Schwerer Schritt über die Demarkationslinie Die Britin Louisa Lang arbeitet als ''Musiktherapeutin'' im Zentrum vor allem mit Kindern. Musik ist eine universelle Sprache, ein Medium für das Kind, sich auszudrücken.برخی مردان همسران خود را کتک میزنند یا مورد تجاوز قرار میدهند. گامی دشوار فراتر از خط مرزی. لوئیزا لنگ بریتانیایی به عنوان موسیقیدرمانگر در این مرکز عمدتاً با کودکان کار میکند. موسیقی یک زبان جهانی، یک رسانه برای کودک است تا خود را بیان کند.
- Die ''Musiktherapeutin'' Stefanie Trikojat-Klein stellt Melodien und Tonfolgen vor, die Kinder bis sieben Jahre am liebsten mögen.استفانی تریکویات-کلاین، موسیقیدرمانگر، ملودیها و توالیهای صوتی را معرفی میکند که کودکان تا هفت سالگی بیشتر از همه دوست دارند.