der Musterfall
مورد نمونه، نمونه بارز، الگوی موفق
Beispiele
- Singapur ist ein ''Musterfall'' für den Wandel von einem armen zu einem ökonomisch erfolgreichen Staat.سنگاپور نمونهای موفق از تحول از کشوری فقیر به کشوری موفق از نظر اقتصادی است.
- Russland gilt als ''Musterfall'' einer illiberalen Demokratrie.روسیه به عنوان نمونهای از یک دموکراسی غیرلیبرال شناخته میشود.
- Der Prenzlauer Berg in Berlin ist zum ''Musterfall'' der Gentrifizierung geworden.منطقه پرنتسلاور برگ در برلین به الگوی موفقی از اعیاننشینی تبدیل شده است.
- Irland galt als Musterland, jetzt wird es zum ''Musterfall'' der Krise: Nirgendwo sonst in der EU ballen sich Unternehmens-, Immobilien- und Finanzprobleme so massivایرلند کشوری نمونه بود، اکنون به نمونهای از بحران تبدیل شده است: در هیچ جای دیگر اتحادیه اروپا مشکلات شرکتی، املاک و مستغلات و مالی به این شدت متمرکز نشده است.