die Mykologin

Aussprache: /mykoˈloːɡɪn/
Worttrennung: My·ko·lo·gin
اسم

قارچ‌شناس (مونث)

Bedeutungen

1

دانشمند زن که در زمینه قارچ‌شناسی تخصص دارد و به مطالعه قارچ‌ها می‌پردازد.

  • Die Mykologin arbeitet an der Universität und forscht über Pilzgifte.این قارچ‌شناس زن در دانشگاه کار می‌کند و درباره سموم قارچی تحقیق می‌کند.
  • Als Mykologin kennt sie sich mit allen heimischen Pilzarten aus.به عنوان یک قارچ‌شناس زن، او با تمام گونه‌های قارچ بومی آشنایی دارد.
  • Die Mykologin gab einen Vortrag über die Vielfalt der Pilze.این قارچ‌شناس زن سخنرانی‌ای درباره تنوع قارچ‌ها ارائه داد.