die Mykologin
قارچشناس (مونث)
Bedeutungen
1
دانشمند زن که در زمینه قارچشناسی تخصص دارد و به مطالعه قارچها میپردازد.
- Die Mykologin arbeitet an der Universität und forscht über Pilzgifte.این قارچشناس زن در دانشگاه کار میکند و درباره سموم قارچی تحقیق میکند.
- Als Mykologin kennt sie sich mit allen heimischen Pilzarten aus.به عنوان یک قارچشناس زن، او با تمام گونههای قارچ بومی آشنایی دارد.
- Die Mykologin gab einen Vortrag über die Vielfalt der Pilze.این قارچشناس زن سخنرانیای درباره تنوع قارچها ارائه داد.