die Näharbeit

Aussprache: /ˈnɛːˌʔarbaɪ̯t/
Worttrennung: Näh·a·r·beit
اسم

کار خیاطی، دوخت و دوز

Bedeutungen

1

فعالیت دوختن پارچه یا لباس با دست یا با چرخ خیاطی.

  • Die alte Frau verbrachte ihre Nachmittage mit geduldiger Näharbeit.پیرزن بعدازظهرهای خود را با کار خیاطی صبورانه می‌گذراند.
  • Für diese feine Näharbeit braucht man viel Geschick.برای این کار خیاطی ظریف، به مهارت زیادی نیاز است.
  • Die Schulklasse lernte grundlegende Näharbeit.کلاس درس، کار خیاطی مقدماتی را یاد گرفت.