der Nährboden

Aussprache: /ˈnɛːɐ̯ˌboːdn̩/
Worttrennung: Nähr·bo·den
اسم

بستر کشت، محیط رشد (مجازی: زمینه مساعد)

Bedeutungen

1

ماده‌ای (معمولاً مایع یا ژل) که حاوی مواد مغذی لازم برای رشد میکروارگانیسم‌ها، سلول‌ها یا بافت‌ها در آزمایشگاه است.

  • Die Bakterien wurden auf einem speziellen Nährboden gezüchtet.باکتری‌ها روی یک بستر کشت مخصوص پرورش داده شدند.
  • Dieser Nährboden ist ideal für das Wachstum von Hefekulturen.این بستر کشت برای رشد کشت‌های مخمر ایده‌آل است.
  • Im Labor wird oft ein flüssiger Nährboden verwendet.در آزمایشگاه اغلب از یک بستر کشت مایع استفاده می‌شود.
2

به صورت مجازی یا استعاری، شرایط یا محیطی که برای رشد، توسعه یا موفقیت چیزی مساعد است.

  • Die politische Instabilität bot einen Nährboden für den Aufstand.بی‌ثباتی سیاسی زمینه مساعدی برای شورش فراهم کرد.
  • Das Internet bietet einen fruchtbaren Nährboden für neue Ideen.اینترنت زمینه مساعد حاصلخیزی برای ایده‌های جدید فراهم می‌کند.
  • Seine Neugier war der Nährboden für seine wissenschaftliche Karriere.کنجکاوی او بستر رشد حرفه علمی‌اش بود.