das Nähzeug
لوازم خیاطی، نخ و سوزن
Bedeutungen
1
مجموعهای از وسایل مورد نیاز برای دوخت و دوز، مانند نخ، سوزن، قیچی و دکمه.
- Ich habe mein Nähzeug vergessen, um den Knopf anzunähen.من لوازم خیاطیام را برای دوختن دکمه فراموش کردم.
- Sie hat immer ein kleines Nähzeug in ihrer Handtasche.او همیشه یک جعبه لوازم خیاطی کوچک در کیف دستی خود دارد.
- Das Nähzeug enthält verschiedene Farben von Garn und mehrere Nadeln.لوازم خیاطی شامل نخهایی با رنگهای مختلف و چندین سوزن است.