das Nähzeug

Aussprache: /ˈnɛːˌtsɔɪ̯k/
Worttrennung: Näh·zeug
اسم

لوازم خیاطی، نخ و سوزن

Bedeutungen

1

مجموعه‌ای از وسایل مورد نیاز برای دوخت و دوز، مانند نخ، سوزن، قیچی و دکمه.

  • Ich habe mein Nähzeug vergessen, um den Knopf anzunähen.من لوازم خیاطی‌ام را برای دوختن دکمه فراموش کردم.
  • Sie hat immer ein kleines Nähzeug in ihrer Handtasche.او همیشه یک جعبه لوازم خیاطی کوچک در کیف دستی خود دارد.
  • Das Nähzeug enthält verschiedene Farben von Garn und mehrere Nadeln.لوازم خیاطی شامل نخ‌هایی با رنگ‌های مختلف و چندین سوزن است.