die Nörgelei

Aussprache: /ˌnœʁɡəˈlaɪ̯/
Worttrennung: Nör·ge·lei
اسم

غرغر، نق‌نق، ایرادگیری مداوم

Bedeutungen

1

عمل یا صدای غرغر کردن، نق‌نق کردن یا ایراد گرفتن مداوم و آزاردهنده از کسی یا چیزی.

  • Die ständige Nörgelei meines Nachbarn über den Lärm ist unerträglich.غرغر مداوم همسایه‌ام در مورد سر و صدا غیرقابل تحمل است.
  • Trotz aller Bemühungen gab es immer wieder Nörgelei wegen Kleinigkeiten.با وجود تمام تلاش‌ها، باز هم به خاطر مسائل جزئی غرغر وجود داشت.
  • Er konnte ihre Nörgelei nicht mehr ertragen und verließ den Raum.او دیگر نتوانست نق‌نق‌هایش را تحمل کند و اتاق را ترک کرد.