die Nörgelei
غرغر، نقنق، ایرادگیری مداوم
Bedeutungen
1
عمل یا صدای غرغر کردن، نقنق کردن یا ایراد گرفتن مداوم و آزاردهنده از کسی یا چیزی.
- Die ständige Nörgelei meines Nachbarn über den Lärm ist unerträglich.غرغر مداوم همسایهام در مورد سر و صدا غیرقابل تحمل است.
- Trotz aller Bemühungen gab es immer wieder Nörgelei wegen Kleinigkeiten.با وجود تمام تلاشها، باز هم به خاطر مسائل جزئی غرغر وجود داشت.
- Er konnte ihre Nörgelei nicht mehr ertragen und verließ den Raum.او دیگر نتوانست نقنقهایش را تحمل کند و اتاق را ترک کرد.