die Nüchternheit

Aussprache: /ˈnʏçtɐnhaɪ̯t/
Worttrennung: Nüch·tern·heit
اسم

هوشیاری، پرهیز از الکل؛ (پزشکی) ناشتایی؛ (مجازی) واقع‌بینی، بی‌طرفی

Bedeutungen

1

حالت هوشیاری و پرهیز از مصرف الکل؛ همچنین به معنای نداشتن اثرات مستی.

  • Nach dem Schlaf brauchte er einen Moment der Nüchternheit, um den Tag zu beginnen.پس از خواب، او برای شروع روز به لحظه‌ای هوشیاری نیاز داشت.
  • Die Situation erforderte eine klare und nüchterne Analyse.وضعیت نیازمند تحلیلی روشن و هوشیارانه بود.
  • Seine Rede war von bemerkenswerter Nüchternheit und Sachlichkeit geprägt.سخنرانی او با هوشیاری و واقع‌گرایی قابل توجهی مشخص بود.
2

در پزشکی، حالت ناشتا بودن، یعنی عدم مصرف غذا و نوشیدنی برای مدتی قبل از عمل جراحی یا آزمایش.

  • Für die Operation ist eine Nüchternheit von mindestens acht Stunden erforderlich.برای عمل جراحی، حداقل هشت ساعت ناشتایی لازم است.
  • Der Patient wurde angewiesen, vor dem Bluttest strikte Nüchternheit einzuhalten.به بیمار دستور داده شد که قبل از آزمایش خون، ناشتایی کامل را رعایت کند.
  • Die Nüchternheit vor der Narkose ist wichtig, um Komplikationen zu vermeiden.ناشتایی قبل از بیهوشی برای جلوگیری از عوارض مهم است.
3

به معنای واقع‌بینی، بی‌طرفی و عدم احساس‌گرایی در قضاوت یا تحلیل مسائل.

  • Trotz des Erfolgs bewahrte er eine gesunde Nüchternheit.او با وجود موفقیت، واقع‌بینی سالمی را حفظ کرد.
  • Eine objektive Betrachtung der Fakten erfordert Nüchternheit.بررسی عینی حقایق نیازمند بی‌طرفی است.
  • Seine Entscheidung basierte auf Nüchternheit und nicht auf Emotionen.تصمیم او بر اساس واقع‌بینی بود و نه احساسات.