der Nachbarhof

Aussprache: /ˈnaxbaːɐ̯ˌhoːf/
Worttrennung: Nach·ba·r·hof
اسم

مزرعه/خانه همسایه

Bedeutungen

1

ملک یا مزرعه‌ای که در مجاورت ملک یا مزرعه شخص دیگری قرار دارد.

  • Wir leihen uns oft Werkzeuge vom Nachbarhof.ما اغلب ابزار را از مزرعه همسایه قرض می‌گیریم.
  • Der Hund vom Nachbarhof bellt jede Nacht.سگ مزرعه همسایه هر شب پارس می‌کند.
  • Sie halfen dem Nachbarhof bei der Ernte.آنها به مزرعه همسایه در برداشت محصول کمک کردند.