der Nachbarhof
مزرعه/خانه همسایه
Bedeutungen
1
ملک یا مزرعهای که در مجاورت ملک یا مزرعه شخص دیگری قرار دارد.
- Wir leihen uns oft Werkzeuge vom Nachbarhof.ما اغلب ابزار را از مزرعه همسایه قرض میگیریم.
- Der Hund vom Nachbarhof bellt jede Nacht.سگ مزرعه همسایه هر شب پارس میکند.
- Sie halfen dem Nachbarhof bei der Ernte.آنها به مزرعه همسایه در برداشت محصول کمک کردند.