der Nachbarstamm

Aussprache: /ˈnaːxbastʁaːm/
Worttrennung: Nach·bar·stamm
اسم

قبیله همسایه

Bedeutungen

1

یک گروه قومی یا قبیله‌ای که در مجاورت یا نزدیکی جغرافیایی یک قبیله دیگر زندگی می‌کند و ممکن است روابط دوستانه یا خصمانه با آن داشته باشد.

  • Der Nachbarstamm war für seine Kriegskunst bekannt.قبیله همسایه به هنر جنگاوری خود مشهور بود.
  • Es gab oft Konflikte zwischen unserem Stamm und dem Nachbarstamm um Land und Ressourcen.اغلب بین قبیله ما و قبیله همسایه بر سر زمین و منابع درگیری وجود داشت.
  • Die beiden Stämme schlossen einen Friedensvertrag, um die Beziehungen zum Nachbarstamm zu verbessern.دو قبیله برای بهبود روابط با قبیله همسایه، پیمان صلحی بستند.