die Nachfahrin

Aussprache: /ˈnaːxˌfaːʁɪn/
Worttrennung: Nach·fahrin
اسم

نواده زن، فرزند زن، نسل زن

Bedeutungen

1

فرزند زن، نوه زن یا هر نسل بعدی که از یک فرد به وجود می‌آید.

  • Sie ist die letzte Nachfahrin der berühmten Familie.او آخرین بازمانده زن از آن خانواده مشهور است.
  • Die Nachfahrin pflegt das Erbe ihrer Vorfahren.این نسل زن میراث اجداد خود را حفظ می‌کند.
  • Er hofft, dass seine Nachfahrin seine Leidenschaft für Musik teilt.او امیدوار است که دخترش (یا نوه‌اش) اشتیاق او به موسیقی را تقسیم کند.