nachfolgen

Aussprache: /ˈnaːxˌfɔlɡn̩/
Wortzerlegung: nach·fol·gen
فعل

دنبال کردن، جانشین شدن، پیروی کردن

Beispiele

  • Wer ''folgte'' Oktavian auf dem Thron ''nach''?چه کسی جانشین اوکتاویان در تاج و تخت شد؟
  • Einem wie dem Jürgen Klopp ''nachzufolgen'', das ist beileibe nicht einfach.دنبال کردن کسی مانند یورگن کلوب، قطعاً کار آسانی نیست.
  • Meine Familie reist vor und ich plane, eine Woche später ''nachzufolgen''.خانواده من زودتر سفر می‌کنند و من قصد دارم یک هفته بعد دنبالشان بروم.
  • Jesus sprach zu ihnen: ''Folgt'' mir ''nach''.عیسی به آنها گفت: "مرا دنبال کنید.

Bedeutungen

1 Dativ

دنبال کردن، از پی کسی رفتن (فیزیکی)

  • Der Hund folgte seinem Herrchen überallhin nach.سگ همه جا دنبال صاحبش می‌رفت.
  • Bitte folgen Sie mir nach, ich zeige Ihnen den Weg.لطفاً دنبال من بیایید، راه را به شما نشان می‌دهم.
2 Dativ

جانشین شدن، به جای کسی آمدن (در مقام یا موقعیت)

  • Er wird seinem Vater als Geschäftsführer nachfolgen.او جانشین پدرش به عنوان مدیر عامل خواهد شد.
  • Wer wird dem scheidenden Präsidenten nachfolgen?چه کسی جانشین رئیس جمهور در حال کناره‌گیری خواهد شد؟