die Nachfrage
تقاضا (اقتصادی)، پرسوجو
Beispiele
- Angebot und ''Nachfrage'' bestimmen den Preis.عرضه و تقاضا قیمت را تعیین میکنند.
- Effizient seien die Märkte zudem, erklärten ihnen die Professoren, perfekt ausbalanciert durch Konkurrenz, Angebot und ''Nachfrage.اساتید به آنها توضیح دادند که بازارها کارآمد هستند و توسط رقابت، عرضه و تقاضا کاملاً متعادل میشوند.
- Infolge der global schwachen ''Nachfrage'' sowie der Aufwertung des Yuan gegenüber dem Euro wird die Wettbewerbsfähigkeit chinesischer Güter geschwächt.در نتیجه تقاضای ضعیف جهانی و افزایش ارزش یوان در برابر یورو، رقابتپذیری کالاهای چینی تضعیف میشود.
Bedeutungen
1
nach + Dativ
درخواست، تقاضا، پرسش (معمولاً در مورد اطلاعات یا کالا)
- Ich habe eine Nachfrage zu Ihrem Angebot.من درخواستی در مورد پیشنهاد شما دارم.
- Es gibt eine hohe Nachfrage nach diesem Produkt.تقاضای زیادی برای این محصول وجود دارد.