der Nachgang

Aussprache: /ˈnaːxˌɡaŋ/
Worttrennung: Nach·gang
اسم

مرحله بعدی، پیگیری، عواقب

Bedeutungen

1

مرحله یا رویدادی که به دنبال یک رویداد اصلی می‌آید؛ پیگیری یا نتیجه یک عمل.

  • Der Nachgang der Veranstaltung war eine kleine Feier im Garten.مرحله بعدی این رویداد، جشن کوچکی در باغ بود.
  • Die genauen Nachgänge des Unfalls werden noch untersucht.عواقب دقیق حادثه هنوز در حال بررسی است.
  • Ein wichtiger Nachgang des Projekts ist die Schulung der Mitarbeiter.یک مرحله بعدی مهم پروژه، آموزش کارکنان است.
2

در موسیقی، به ویژه در ارکستر، به صدایی گفته می‌شود که کمی دیرتر از سایر صداها شنیده می‌شود یا به طور کلی به دنبال یک بخش اصلی می‌آید.

  • Der Nachgang der Trompeten gab dem Stück eine besondere Tiefe.صدای دنباله‌دار ترومپت‌ها به قطعه عمق خاصی بخشید.
  • Der Dirigent achtete auf den präzisen Nachgang der Streichinstrumente.رهبر ارکستر به صدای دنباله‌دار دقیق سازهای زهی توجه کرد.
  • Manchmal wird ein leichter Nachgang als stilistisches Mittel eingesetzt.گاهی اوقات یک صدای دنباله‌دار ملایم به عنوان یک ابزار سبکی استفاده می‌شود.