die Nachgiebigkeit

Aussprache: /ˈnaːxɡiːbɪçkaɪ̯t/
Worttrennung: Nach·gie·big·keit
اسم

انعطاف‌پذیری، نرمی، گذشت، تسلیم‌پذیری

Bedeutungen

1

تمایل به سازگاری، نرمش یا تسلیم شدن در برابر خواسته‌ها، فشارها یا نظرات دیگران؛ عدم سرسختی.

  • Seine Nachgiebigkeit wurde von seinen Kollegen ausgenutzt.انعطاف‌پذیری او توسط همکارانش مورد سوء استفاده قرار گرفت.
  • In der Verhandlung zeigte er viel Nachgiebigkeit.او در مذاکره انعطاف‌پذیری زیادی نشان داد.
  • Die Nachgiebigkeit des Materials ermöglichte die Formgebung.نرمی ماده، شکل‌دهی را ممکن ساخت.
2

بخشش، گذشت یا عدم سخت‌گیری در قضاوت یا برخورد با دیگران.

  • Sie bat um Nachgiebigkeit bei der Strafbemessung.او برای گذشت در تعیین مجازات درخواست کرد.
  • Der Lehrer zeigte Nachgiebigkeit gegenüber den Schülern.معلم در قبال دانش‌آموزان نرمش نشان داد.
  • Mit Nachgiebigkeit erreicht man oft mehr als mit Härte.با گذشت اغلب بیشتر از سختی به دست می‌آید.