der Nachlass

Aussprache: /ˈnaːxlas/
Worttrennung: Nach·lass
اسم

ارث، میراث، تخفیف، مجموعه آثار (پس از مرگ)

Bedeutungen

1

مجموعه آثار (مانند کتاب، آثار هنری، نامه‌ها) که از یک فرد پس از مرگ او باقی می‌ماند و معمولاً به ارث گذاشته می‌شود یا در یک موزه یا کتابخانه نگهداری می‌شود.

  • Der Nachlass des Dichters wurde der Universitätsbibliothek übergeben.مجموعه آثار شاعر به کتابخانه دانشگاه اهدا شد.
  • Wir haben den Nachlass von Goethe studiert.ما مجموعه آثار گوته را مطالعه کردیم.
  • Der Nachlass enthält viele unveröffentlichte Manuskripte.این مجموعه آثار شامل بسیاری از دست‌نوشته‌های منتشر نشده است.
2

میراث یا ارثیه‌ای که از فردی فوت شده به وراث می‌رسد.

  • Nach dem Tod seiner Tante erbte er einen beträchtlichen Nachlass.پس از مرگ عمه‌اش، او ارث قابل توجهی به ارث برد.
  • Die Verteilung des Nachlasses dauerte mehrere Monate.تقسیم ارث چندین ماه طول کشید.
  • Der Nachlass wurde gerecht unter den Kindern aufgeteilt.میراث به طور عادلانه بین فرزندان تقسیم شد.
3

کاهش قیمت، تخفیف یا تقلیل در مبلغ.

  • Bei Barzahlung gibt es einen kleinen Nachlass.در صورت پرداخت نقدی، تخفیف کوچکی وجود دارد.
  • Der Händler gewährte uns einen Nachlass auf den Gesamtpreis.فروشنده به ما تخفیفی بر روی قیمت کل داد.
  • Wegen kleiner Mängel gab es einen Nachlass auf das Produkt.به دلیل نقص‌های جزئی، تخفیفی بر روی محصول اعمال شد.