der Nachschub
تدارکات، پشتیبانی، کمک (مواد و تجهیزات)
Beispiele
- Wir brauchen ''Nachschub.ما به تدارکات نیاز داریم.
- Der erste Stoß war steckengeblieben, der ''Nachschub'' war nicht organisiert, hieß es.حمله اول متوقف شده بود، گفته میشد که تدارکات سازماندهی نشده بود.