der Nachwuchsmangel

Aussprache: /ˈnaːxˌvʊksˌmaŋl̩/
Worttrennung: Nach·wuchs·man·gel
اسم

کمبود نیروی جوان، کمبود استعداد

Bedeutungen

1

کمبود افراد جوان و مستعد در یک حرفه، صنعت یا سازمان که بتوانند جایگزین نسل فعلی شوند.

  • Der Handwerksbetrieb leidet unter einem starken Nachwuchsmangel.کارگاه صنایع دستی از کمبود شدید نیروی جوان رنج می‌برد.
  • Wegen des Nachwuchsmangels müssen ältere Mitarbeiter länger arbeiten.به دلیل کمبود نیروی جوان، کارکنان مسن‌تر مجبورند بیشتر کار کنند.
  • Die Politik versucht, den Nachwuchsmangel in technischen Berufen zu bekämpfen.سیاستمداران تلاش می‌کنند تا با کمبود استعداد در مشاغل فنی مقابله کنند.