der Nachzügler
عقبمانده، دیررس، کسی که دیر میرسد، فرزند آخر (با فاصله سنی زیاد)
Bedeutungen
1
شخصی که نسبت به دیگران دیرتر به چیزی میرسد یا کاری را انجام میدهد. این اصطلاح میتواند به معنای کسی باشد که دیرتر از بقیه به یک رویداد میرسد، یا در مورد فرزندان، کسی که با فاصله سنی زیاد نسبت به خواهر و برادران بزرگترش به دنیا میآید.
- Er war ein Nachzügler in der Familie und wurde von seinen älteren Geschwistern oft verwöhnt.او فرزند آخر خانواده بود و اغلب توسط خواهر و برادرهای بزرگترش لوس میشد.
- Der Nachzügler kam erst eine Stunde nach Beginn der Veranstaltung an.فردی که دیر رسیده بود، یک ساعت پس از شروع رویداد رسید.
- Als Nachzügler im Studium musste er sich besonders anstrengen.به عنوان کسی که دیرتر تحصیل را شروع کرده بود، مجبور بود تلاش بیشتری کند.