der Nahkampf

Aussprache: /ˈnaːkampf/
Worttrennung: Nah·kampf
اسم

نبرد تن‌به‌تن، جنگ در فاصله نزدیک

Bedeutungen

1

درگیری یا مبارزه در فاصله بسیار نزدیک، معمولاً با استفاده از سلاح‌های سرد یا دست خالی.

  • Die Soldaten wurden für den Nahkampf trainiert.سربازان برای نبرد تن‌به‌تن آموزش دیده بودند.
  • Im Nahkampf sind schnelle Reflexe entscheidend.در نبرد نزدیک، واکنش‌های سریع حیاتی هستند.
  • Der Polizist musste in einem Nahkampf mit dem Angreifer bestehen.پلیس مجبور شد در یک درگیری نزدیک با مهاجم مقاومت کند.