der Nahrungsentzug
گرسنگی دادن، محرومیت از غذا
Bedeutungen
1
عمل یا وضعیتی که در آن فرد یا حیوان از دریافت غذا محروم میشود، چه به صورت عمدی (مانند شکنجه) و چه به صورت غیرعمدی (مانند قحطی).
- Der Nahrungsentzug schwächte den Gefangenen erheblich.محرومیت از غذا زندانی را به شدت ضعیف کرد.
- In einigen Kulturen ist Nahrungsentzug Teil von religiösen Praktiken.در برخی فرهنگها، گرسنگی دادن بخشی از اعمال مذهبی است.
- Die Tierschutzorganisationen protestierten gegen den Nahrungsentzug der Tiere im Zirkus.سازمانهای حمایت از حیوانات علیه گرسنگی دادن به حیوانات در سیرک اعتراض کردند.