der Nahrungsentzug

Aussprache: /ˈnaːʁʊŋsˌɛnt͡suːk/
Worttrennung: Nah·rungs·ent·zug
اسم

گرسنگی دادن، محرومیت از غذا

Bedeutungen

1

عمل یا وضعیتی که در آن فرد یا حیوان از دریافت غذا محروم می‌شود، چه به صورت عمدی (مانند شکنجه) و چه به صورت غیرعمدی (مانند قحطی).

  • Der Nahrungsentzug schwächte den Gefangenen erheblich.محرومیت از غذا زندانی را به شدت ضعیف کرد.
  • In einigen Kulturen ist Nahrungsentzug Teil von religiösen Praktiken.در برخی فرهنگ‌ها، گرسنگی دادن بخشی از اعمال مذهبی است.
  • Die Tierschutzorganisationen protestierten gegen den Nahrungsentzug der Tiere im Zirkus.سازمان‌های حمایت از حیوانات علیه گرسنگی دادن به حیوانات در سیرک اعتراض کردند.