der Nahrungsrest
باقیمانده غذا، خرده غذا
Bedeutungen
1
مقدار کمی از غذا که پس از خوردن غذا باقی مانده است؛ خردههای غذا.
- Bitte entfernen Sie alle Nahrungsreste vom Teller.لطفاً تمام باقیمانده غذا را از بشقاب پاک کنید.
- Der Hund fraß die Nahrungsreste, die vom Tisch fielen.سگ باقیمانده غذایی را که از روی میز افتاد خورد.
- Es sind nur noch ein paar Nahrungsreste im Kühlschrank.فقط چند باقیمانده غذا در یخچال باقی مانده است.