der Nahrungsrest

Aussprache: /ˈnaːrʊŋsˌrɛst/
Worttrennung: Nah·rungs·rest
اسم

باقیمانده غذا، خرده غذا

Bedeutungen

1

مقدار کمی از غذا که پس از خوردن غذا باقی مانده است؛ خرده‌های غذا.

  • Bitte entfernen Sie alle Nahrungsreste vom Teller.لطفاً تمام باقیمانده غذا را از بشقاب پاک کنید.
  • Der Hund fraß die Nahrungsreste, die vom Tisch fielen.سگ باقیمانده غذایی را که از روی میز افتاد خورد.
  • Es sind nur noch ein paar Nahrungsreste im Kühlschrank.فقط چند باقیمانده غذا در یخچال باقی مانده است.