das Nasenloch
سوراخ بینی
Bedeutungen
1
یکی از دو حفره در بینی که هوا از طریق آن وارد دستگاه تنفسی میشود.
- Er atmete tief durch jedes Nasenloch ein.او عمیقاً از هر سوراخ بینی نفس کشید.
- Ein kleiner Fremdkörper blockierte sein linkes Nasenloch.یک جسم خارجی کوچک سوراخ بینی چپ او را مسدود کرده بود.
- Die Katze schnupperte neugierig mit ihren Nasenlöchern.گربه با سوراخهای بینیاش کنجکاوانه بو کشید.