nassauern
از جیب دیگران خوردن، مفتخور بودن، مفتخوارگی کردن
Beispiele
- Verdammt, ich kann verstehen, daß es einem dreckig geht, aber was ich nicht verstehen kann, ist wenn einer ''nassauert.لعنتی، میفهمم که حالت بد است، اما چیزی که نمیفهمم این است که چرا یکی مفتخوارگی میکند.
Bedeutungen
1
von + Dativ / Akkusativ (um etwas)
از کسی چیزی را به رایگان گرفتن، مفتخوری کردن (معمولاً با درخواستهای مکرر و بیشرمانه)
- Er nassauert immer bei seinen Freunden.او همیشه از دوستانش مفتخوری میکند.
- Sie hat ihn um ein Bier genassauert.او از او یک آبجو مفت گرفت.