der Naturallohn
دستمزد غیرنقدی، حقوق جنسی
Beispiele
- Ok, ich verstehe, es gibt kein Geld, aber ''Naturallohn''. Dann hätte ich gerne jede Woche 10 Eier.باشه، میفهمم، پولی در کار نیست، اما دستمزد غیرنقدی. پس من هر هفته ۱۰ تخممرغ میخواهم.
دستمزد غیرنقدی، حقوق جنسی